دخترم شهرزاد

مادر شدن تجربه‌ی قشنگ و زیبا و همچنین سخت است و فرزند پروری، صبوری می‌خواهد و دانایی و مهربانی...

من از خداوند سپاسگزارم بخاطر وجود نازدختری چون شهرزاد عزیزم

حس بارداری حس مادربودن، اولین کلمه ای که گفت اولین بغل کردن و اولین ماما گفتن و چهاردست و پا و راه رفتن و حرف زدن و شیرین زبونی هاش، همه و همه را دوست می‌دارم

شهرزاد ۲۹ مرداد ۱۴۰۳

متولد ۳۰ مرداد ۱۴۰۰

تاریخ عکس ۲۹ تیرماهبزارک تصویر

عشق را زیر باران باید جست

سلام گرم به هم وبلاگی های خوبم.

سلااااام دلم براتون تنگ شده

میدونم همتون خوب و خوشین. 

 این روزا علاقه خاصی نسبت به اشعار سهراب سپهری دارم.

بخونین حتما ... روح به پرواز در میاد 

هر كجا هستم ، باشم ،

آسمان مال من است .

پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است .

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟

من نمی دانم

كه چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است ، كبوتر زیباست .

و چرا در قفس هیچكسی كركس نیست.

گل شبدر چه كم از لاله ی قرمز دارد.

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید.

واژه ها را باید شست .

واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باشد

چترها را باید بست ،

زیر باران باید رفت .

فكر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد .

با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت .

دوست را ، زیر باران باید دید.

عشق را، زیر باران باید جست .

زیر باران باید با زن خوابید .

زیر باران باید بازی كرد .

زیر باران باید چیز نوشت ، حرف زد . نیلوفر كاشت.

زندگی تر شدن پی درپی،

زندگی آب تنی كردن در حوضچه ی« اكنون » است .

"منتظر نظراتتون هستم"

هرکجا هستم باشم آسمان مال من است

 

جشن عروسی

سلااااااااااااااام خدمت همه ی دوستای خوب و گلم

یه مدت کوتاهی نیومدم وبلاگ. معذرت. یه خبرای خوش بود... حنابندانم 14 و عروسیم 15 شهریور تو شهرستان بابل بود.

درگیر کارای جشن حنا بندان و عروسیو چیدمان جهیزیه بودم ....

امیدوارم این خبر خوب برای همه ی اونایی که دوست دارند اتفاق بیفته. الهی آمین.

التماس دعای خیر دارم از همتون. ممنونم

فلک کردن

با سلام خدمت دوستای گلم

یه سری عکس ارسالی در مورد تنبیه و چوب و فلک از طرف آقا محسن هست و معلمان متخلفان در این تصاویر توبیخ شده اند و برای پخش تصاویر اجازه صادر شده است...

متاسفانه هنوزم وجود دارد... 

 

و همچنین عکسای ارسالی از طرق آقا امیر در رابطه با تنبیه بدنی در مدارس سوریه هم در ادامه لینک هست.

برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه شود

ادامه نوشته

دربند

سلام گرم خدمت دوستای گل دالان بهشت

امیدوارم خوب و خوش و سرحال باشید

طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق

جمعه 7 خرداد 95 من به اتفاق همسر عزیزم دوتایی رفتیم دربند تهران

واقعا برام لذتبخش بود

از اون بالا میدیدم که تهران تو دود معلوم نیس و به این فکر افتادم که واقعا خطه ی شمال

که زادگاهمه خیلی خوبه و باید قدرشو بدونیم...

 

 

امیدوارم از دیدن عکسها لذت ببرید.

اگه کسی خاطره ای از دربند داره خوشحال میشم تعریف کنه 

دالان بهشت

سلام دوستای گلم. امیدوارم خوب و خوش باشید.

امـــــــــــــــــــــروز براتون یه رمان عالی و توپ گذاشتم

حتما بخونیدش

 

دانلود رمان دالان بهشت

خدا

خدا آن حس زیبایست که در تاریکی صحـــــرا

زمــــانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را

یکـــــــــی همچون نسیــــــــــــم باد می گوید

کنــــــــــــــــــارت هستــــــــم ای تنهــــــــــــا

حضرت داوود

سلام دوستان خوبم

برخی نقل میکنن این داستان در زمان حضرت داوود بوده است.

اسکندر. خدا . ذوالقرنین

وقتی اسکندر تمام دنیا را گرفت گفت طلوع و غروب خورشید در سرزمینهای من است وقتی به جزیره لوپای نروژ رسید دید آنجا اصلاً شب ندارد و آنجا بود که پی به بزرگی خداوند برد کلاً شب آنجا مانند 6 بعد از ظهر ماست .


در کشور نروژ جزیره ای است به نام لوپا که در مدت ۲۴ ساعت خورشید از نظر ها پنهان نمی شود .



حال آن گروهی که کم هم نیستن که ادعا دارند رسول پاکان محمد مصطفی (ص) یک انسان باهوش یا یک شاعر خوب و یا یک پیشگو بوده است ٬ بهتر است در باره این مطلب که در قرآن مجید در سوره کهف آیه ۹۰ در ۱۴۲۹ سال قبل آمده است با این دیدگاه که نه تا آن زمان و نه بعد از آن زمان رسول الله هیچ گاه پا به آن سرزمین نگذاشته بود چگونه در مورد این جزیره در قرآن سخن آورده است !!!!!!!!!!!!!؟

 

تا اینکه «ذوالقرنین» به سرزمینی رسید

 و آنجا قومی را یافت که ما ٬ میان آنها

و خورشید ساتری قرار ندادیم .

(آیه ۹۰ سوره کهف)

 

ذوالقرنین یکی از انبیاء خدا بود که در کتب تاریخی آمده است که بعد از حضرت لوط به این درجه رسیده است و در قرآن گوشه ای از داستان او را خداوند گماشته(از آیه ۸۴تا ۹۴سوره کهف) و بعد از او خضر نبی که پسر خاله وی بود و از اولاد سام بن نوح بود به درجه نبوت رسید .

_________________

ديروز دنبال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود...
آنجا(جبهه)بوي ايمان ميداد و اين جا ايمانمان بو مي دهد..
الهي : نصيرمان باش، تا بصير گرديم .
بصيرمان كن تا از مسير برنگرديم و آزادمان كن تا اسير نگرديم.
سردارشهيد شوشتري

خصوصیات عرقیات

سلام به همه ی دوستدارن دالان بهشت

ان شاءالله همیشه تندرست و سلامت باشین. دوستای خوبم امروز یه پستی میزارم که واقعا عالیه و بی نظیر.

خصوصیات عرقیاتی که از محصولات طبیعی گرفته شده و کاملا بی نظیره...

برای درمان خیلی از دردها و ناراحتی ها.

 

تو ادامه مطلب کاملا در مورد تک تکشون عکسشونو همراه خصوصیاتشونو گذاشتم.

این عکسهارو زمانی که رفتم کاشان مخصوصا برای شماها گرفتم.

حتما ادامه مطلب برید.

ادامه نوشته

جنگل بزچفت بابل - عکسهای جنگل

سلاااااااام به همه ی دوستای خوبم

نماز و روزهاتون قبول حق. یه چند ماهی بلاگفا تعطیل بود ما یکم اذیت شدیم...

اما خدارو شکر دوباره برگشتم به دالان بهشت.

خرداد ماه به همراه همسر عزیزم و خانواده دایی فریبرز رفتیم جنگل.

واقعا همه جا طبیعت خدا احسنت دارهو جای شکر. براتون کلی سوغاتی دارم

    

 

امیدوارم چشماتون با دیدن این عکسهای بی نظیر روشن شده باشه

خسرو جان تولدت مبارک


خســــــــــرو جان تولدت در ورای هستی مبااااااارک

برات دنیا دنیا آرامش و مغفرت از خدای ایزد منان خواستارم

همیشه بیادتم. شنیدم امروز به خواهر شیرازیم یه هدیه دادی! کلی ذوق زده شد.

نوبت منم میشه. منتظر هدیه ام که ازت بگیرم.

فکر کنم خواهرت اومد پیشت دیگه تنها نباشی...

خسرو جونم دلم خیلی خیلی برات تنگ شده

برات از ته ته دلم دعـــــــــا میکنم

بیا بهم سر بزن تورو خدا. دلم شده قد نگین انگشتریم

29 بهمن روز عشق ایرانی

29 بهمن روز عشق ایرانی روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان)

روز عشق به همه عاشقای سرزمینِِ ِعشق مبارک باد !

شاید کمتر کسی بدونه که در ایران باستان نه مث رومیان، از سه قرن پس از میلاد مسیح ،

که از بیست قرن پیش از میلاد روزی به نام  روز عشق  وجود داشته !

چهاردهم فوریه برابر با بیست و پنجم ِ بهمن ماه در تاریخ غرب مسیحی روز والنتاین نام دارد.

اما شاید کمتر کسی بداند که در ایران باستان نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد مسیح ،

که از بیست قرن پیش از میلاد روزی به نام  روز عشق  وجود داشته است .

این روز " سپندارمذگان "  یا   " اسفندارمذگان " نام دارد که  در سالنمای کنونی ایرانی برابر

با 29 بهمن یعنی تنها  چهار روز پس از والنتاین فرنگی است.

 بر پایه پژوهش ها و منابع تاریخی، ایرانیان باستان در این روز جشنی به نام "مژده گیران" برپا میکردند.

این جشن ویژه زنان بوده و برای بزرگداشت مقام آنان برپا می شد.


"سپندارمذ" لقب ملی زمین است یعنی گستراننده، مقدس، فروتن.

زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد.

زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد.

به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان "سپندارمذ" را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند.

پسوند "گان" هم به معنی "جشن" است،


و در نتیجه "سپندارمذگان" به معنی "جشن سپندارمذ" (جشن روز زن و زمین) است.


هنوزم دیر نشده که روز عشق را از 25 بهمن (ولنتاین) به 29 بهمن

(سپندارمذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم
...

جنگل نور مازندران

واقعا باید گفت خـــــــــــــــــدا جووووووووووووونم شکرت






عکسای بی نظیر

سلام دوستاااااااااان خوبم

دو تا عکس سفــــــــــــارشی و فوق العاده براتون گذاشتون

حیف بود که نذارم تو دالان و چشمای زیباتون غافل از این تصاویر بمونن!

اینم عکس بی نظیر یه جاده برفی دقیقا جاده گیسوم- تالش در استان گیلانه

فتوشاپ نیستااااااااااا خود خودِ واقعیته

اینم میدون آرژانتین تهرانه بزرگـــــــــــ

برف تهران...

سلام دوستان دالان بهشت. امیدوارم خوش و خرم و سرحال باشین

میبینیم که این دونه های ریز و بلورین و نقره ای مانند...

همه جا کولاک کرده...

پایتخت هم غافل از این موهبت الهی نیست...

یه سری گلچین عکس از برف زیبا و دوست داشتنی از تهران براتون گذاشتم



واقعا منظره های بی نظیریه

ادامه مطلبو از دست ندین

همش کار خداست...

---->> از دوستم تشکر میکنم که مارو از این طبیعت غافل نذاشتن

تا همه ی رهگذران و دوستداران دالان بهشت بیان این عکسارو سیر کنن.

---------->> اینم لینک عکسای فوق العاده دیدنی در یه روز برفی آفتابی تو تهران

17 بهمن 1392

ادامه نوشته

برف تقریبا شدید... بعد از 6 سال

سلاااااااااااام دوستاااااااااااان

روزای زمستونتون چطوره؟!!

صبح بابا منو بیدار کرد گفت:

پاشو پاشو کیجا جان... ببین چه برفی اومده

در جا بلند شدم از پنجره ی اتاقم دیدم ... ووووااااااااااااااااااای عجب برفی!!!

در جا گوشیمو برداشتمو این عکسو گرفتم

دانه های بلورین دیگه همه جارو سفید پوش کرده ...

وای خدا جونم برف باااااااااااااااااازززززززززی

چقدر لذت بخشه

شمه مله چه خور؟ شمه مله چتی هسه؟!!!

خاطره جالب + دانه های بلورین برف

یادمه یه بار کلاس پنجم که بودم.....

تو یکی از درسا آقا معلمه یه سه نفری رو برد جلو که شفاهی سوال بپرسه

یکیشون اصلا نخونده بود.. آی آی

حالا این معلمه شدتش خیلی کمتر بود برای زدن تو کف دست!


معلم گفت: یالا دستاتو بیار جلو! دوستم ماریا دستاشو گرفت جلو رو به آسمون

وقتی معلمه میزد اینو هیچوقت یادم نمیره

ماریا با صدای بلند و زاریانه میگفت

"یا فاطمه زهــــــــــرا" واااااای کل کلاس تو اوج ناراحتی ترکیده بود از خنده!

خود معلمه هم پشیمون شد و خندش گرفت.... Avazak.ir146 شکلک های یاهو (4)

مژده مژده دوستان

بالاخره اینجا هم از سر شبی دانه های ریز و بلورین برف به دیدهمون روشن شد...


خدا جونم شکرت

قدم خواهر شیرازیمه! از شیراز که اومد برفو هم با خودش آورد!!!

------->>

اینم یه نمایی از برف که خیلی کمه از حیاط خونمون...  اما تا فردا فکر کنم خیلی بیشتر میشه برفش

خاطره سوم دبستان

سلاااام دوستان خوبم. یکم دیر به دیر آپ میکنم... مزمرت :)

یاد یه خاطره ی تلخ و شیرین دوران کودکیم افتادم

خاطره ای که شاید برای بعضیا اتفاق افتاده باشه یا میدیدن!!!

یه روز از خواب بیدار شدم. طبق معمول حاضر شدم برم مدرسه! اما صبحونه نخوردم!

با خواهر بزرگترم که کلاس 5 بود رفتیم مدرسه...

دیدم بیشتر سال چهارمی و پنجمی نگرانن و دلشوره دارن!

دیدم قضیه از این قرار بود که....آره!

 

یه سری از این بچه ها که تو درس ریاضی نمره کم گرفتن باید فلک میشدن

آی آی!!! نمیدونم شما از فلک رو نیمکت یادتونه یا نه! دیدن یا نه! تجربه داشتین یا نه!

دهه ی 60 مطمئنم از این داستانا داشتن.......

آقااااااااا!!!!! سر صبحی برنامه صبحگاهی رو تعطیل کردند و در جا رفتن سر بحث تنبیه و ...

یکی از اون نیمکتای تو کلاس رو آورد... یکی هم یه آفتابه آب سرد 

اونم چـــــــــــــی!!! تو سرمای زمستون و اول صبحی!!!!!!!!!!!!!!

2 نفر از دانش آموزای قوی هیکل کنار نیمکت بودن تا دست و پای اونی که تنبیه میشه رو بگیرن!

یه معلم بد اخلاقه هم یه چوب بلند که تو زبون خودمون بهش شیش(چوب درخت انار) میگفتن آورد

از قرار معلوم تعداد بچه ها زیاد بود ! به 40 نفــــری میرسیدن!!!

 

وااااااای من با دیدن این صحنه ها چشام همه چیو راه راه میدید!

حس میکردم داره فشارم میفته...

داشتن اسم بچه ها رو به ترتیب میخوندن که برا فلک برن پای نیمکت!

تو همین حین بود که اصلا نفهمیدم چی شد

یهو نقش بر زمین شدم! یهو دیدم آقا مدیره و خانم ناظم هی میزنن تو صورتم!

.........مراسم کتک خورون و فلک فینیش شد...خخخخــ

خواهرم منو برد خونه تا استراحت کنم

اما من حالم که خوب شده بود درجا یواشکی از پشت سرش دوباره رفتم مدرسه!

هه! از بس علاقه وافر به درس و مدرسه داشتم

واااااااااای دیدم زنگ تفریحه... یهو دیدم کلیییییی سال 4و5 اومدن پیشم برا تشکر و این حرفا

همه میگفتن ای ول! تو باعث شدی جونمونو بخری ایندفه...

 =>> آیا شما اون معلمهارو بخاطر کتکهایی که میزدن حلال میکنین یا نه؟ و چرا؟!

زمستون و .... آدمک برفی!

سلام دوستان. اول از همه شهادت امام حسن مجتبی(ع) و رحلت پیامبر (ص) بهتون تسلیت میگم

و آغاز سال 2014 میلادی رو بهتون تبـــــریک میگم

خب حالا بگین روزای زمستونیتون چطوره؟!

یادش بخیر... یادمه کلاس اول ابتدایی بودم که برف اومد و همه جا رو سفید پوش کرد

ما بچه ها هم از ذوق میرفتیم تو حیاط مدرسه برف رو گوله گوله میکردیم و با هم بازی میکردیم

گاهی اوقاتم برف رو میخوردیم ...



آقا شد و شــــــــــــــــد و شد! تـــــــــا 12 سال بعد ینی سال 86 برفـــ و دیدیم!!!

این وسطا همش بارون داشتیم فقط :)
اوه اوه چه برفی هم اومده بود...
کولاک کرده بودااااا

اوج زمستون - کوچه های برفی- سردی زمین - حس سرمای عجیب انگشتهای پا
عجله برای رسیدن به خونه - قحطی گاز شهری و ... سرما خوردنامونو ... آی آی
ولی گرمای خونه و مادری که بهار و زمستون نداشت …
یادمه تو اون هیری ویری دخی داییم نامزد گرفت و جشن نامزدی هم گرفتن...هه هه
فکر کنید عروس و داماد میون برفا... بی نظیره...

باران یا برف … چه فرقی میکنه؟!!

دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت : پاشو ببین چه برفی اومده …
راس باش کیجا جان :)

حالا ما که اینجا برف نداریم! مگه اینکه تو ارتفاعات برف بیاد!
شما دوستان با زمستونو برفاش چه خاطره هایی دارین؟
دوست دارم بدونم خاطرات قشنگتونو...

-------->> دوستای خوبم

اگه میخوان برف مازندرانو هم ببینید. حتما برید این وبلاگ ببینید...

زمستون و برفش بی نظیره. فوق العادست...

روستای مَزده در شهرستان ساری استان مازندران :)

مهدیرجه... گوشه ای از بهشت زمینی


ســــلام به قدم پر مهرتون به دالان بهشت

دوستان خوبم يه آپ فوق العاده ديدني براتون گذاشتم!

از طرف يکي از دوستانم يه سري عکس از روستاي مهديرجه شهرستان بهشهر براتون گذاشتم

حتما و حتما برين ادامه مطلب همه ي عکسارو ببينيد

مطمئنم حاضريد بريد از نزديک اين مناظرو ببينيد و تجربشو لمس کنيد...

من که عظمت خدا و وجودشو محسوس تر تو دل این طبيعتش حس ميکنم

نظــــــــراي قشنگتون يادتون نره

ادامه نوشته

عمرتون 100 شب یلدا

  

بدو که روز کوتاهه / پاییز آخر راهه

هندونه رو آوردی؟ / جوجه هاتو شمردی؟

زمستون میشه فردا / مبــــ ــــارک باشه یلدا!

   


" یلدا رمزیه که ایرانیان باهوش از قدیم الایام برای ما به یادگار گذاشتن."

مناسبتهای ما مثل ادبیات کهنمون در خودشون رمز و رازهایی دارند که تا وقتی این مناسبتها

 هست این رمز و رازها هم در طول زمان جریان پیدا می کنند.

حالا یلدا رو مرور کنیم!

 وقتی تاریکی طولانی همه جا رو فرا میگیره و خورشید اومدنش به تاخیر میافته ایرانیان دور هم جمع میشند،

بیدار می مونند و هرکس در کمال مهربانی چیزی رو که داشت بین همه بدون تکلف ایثار میکنه.

و این یعنی ؟ --------------------------->  اتحاد، بیداری و همدلی .

 و با این سه میشه هر یلدایی رو پشت سر گذاشت...

دوس دارم بدونم شما دوستان خوبم شب یلدا رو هر سال چطوری میگذروندید؟

و یا اینکه چه رسم و رسوماتی دارین!
و امسال چه برنامه ای دارید برای شب زنده داری...Avazak.ir64 شکلک های یاهو (2)Avazak.ir99 شکلک های یاهو (3)


------->> من میگم:

شب جمشید و جامش
شب بوسه به خاکش
شب حافظ و سعدی
شب پارسی و مادی
شب آخر آذر
شب پاک و منور
شب آرش و آتش
شب مهر و سیاوش

شب پاک اهوراست
شب مژده و یلداست

*یلدا مبارک*

گل نرگس من تقدیم به شما!


ســــــــلام به همه ی بازدیدکنندگان دالان بهشتم

امیدوارم هر جا که هستید روزگار بر وفق مرادتون باشه و سلامت باشین

اینجــــــ ــا همچنان هوا یه خط در میون بارونی میشه

امروز صبحی که داشتم میرفتم امتحان زبان این ترممو بدم

همینجور که داشتم میدوییدم سمت دروازه و درو باز کنم....

یهو چشم افتاد به گل نرگس هام! دلم نیومد ازشون عکس نگیرم!

با اینکه بارون داشت شدت میگرفت گوشیمو در آورم و ریلکــــس عکس گرفتم از چند تا زاویه!




اینم تقـــــدیم همه ی دوستــــداران گل نرگـــس

چندتا شاخه اش رو هم چیدم گذاشتم تو اتاقم

بوش همه جارو گرفته...


----------->> ولادت هفتمین ستاره آسمان هدایت و روشنایی

امام موســــی کاظم (ع) را به همه ی شیــــعیان تبــــ ــــــریک میگم

----------->>>> دوستان عزیز Avazak.ir52 شکلک های یاهو (2)

هدر جدید گذاشتم. نظرتون چیه؟! عـــــایا قبلیا بهتر بود! این چطوریه؟! Avazak.ir102 شکلک های یاهو (3)

باز باران با ترانه

هوا بارونیه. وارشه وااااااارش

باز باران با ترانه . میخورد بر سقف قلبم

بارونو خیلـــــــــی دوست دارم

قطره های بارون میخوره به پنجره ی اتاقم

پنجره ضلع شمالیه و من از این موهبت برخوردارم

حس قشنگیه... آدمو به وجد میاره! حس شاعرانه ی آدم گل میکنه

بارون عاشقانه شیشه ی پنجره ی اتاقمو میبوسه

و انرژی + رو به همه جا انعکاس میده

صدای بارون... شرشر ناودون... ناخودآگاه دستم پنجره ی اتاقمو باز میکنه

برا لمسش دستمو میبرم بیرون... بارون موربه، میخوره به صورت...

چشامو میبندم و تو دلم دعا میکنم تا فرشته ها ببرن پیش خدا جونم

نفس عمیق میکشم. از ته دلم میگم  خدایـــاشکرت

بیاد همه ی دوستان واعضای خانوادم

و همه اونایی که از این موهبت به دورند هم هستم

 

گاهی اوقات

یاد شعر کلاس چهارم ابتدایی میفتم

که از مسیر مدرسه تا خونه همه بچه ها باهم میخوندیم

چقدر لذت بخش بود... هنوزم همون حس کودکیم برام تداعی میشه

تک تک ثانیه هاشو هنوزم یادمه!

چشامو میبندم و میگم

باز بــــــاران با ترانه. با گوهــــرهای فراوان.

 میخورد بر بام خانه

یادم آرد روز باران......

دریــــــا و ای دوست

 به من گفتی که دل دریـــــــــا کن ای دوست

همه دریـــــــا از آن ما کن ای دوست

دلــــم دریـــــــا شد و دادم به دستت

مکش دریــــــــا به خون پروا کن ای دوست




این دو بیت شعر رو خیلی دوست دارم

برا همین یه طراحی هم ازش آماده کردم...

نظر یادتون نره!

محرم... ماه عشق حسینی ها

باز آمد آن محـــــــرم

ماه خون بر شمشيـــر... آن شور حسيني... ماهی که با مصیبت و عزاداری شروع شده

با شروع ماه محرم دلها می سوزد و جن و ملائک همه عزادارند.

از هر کجا صدای حسین حسین به گوش می رسد و همه در غمند.

اینهمه عزاداری برای سالار شهیدان حسین(ع) می باشد.

داغ زهرا (ع) دوباره تازه شده و صدای ناله سر می دهد.

لعنت بر یزید و شمر باد که بیرحم و بی حیا بودند...


اين شبا همه با انس و توکل به خداي مهربون و با عشق به امام حسين

و واقعه ي کربلا و ... ميرن مسجد، هيئت و تکايا و ...

ملت شريف عزاداريتون قبول! آقا اجرتون با امام حسين... ايشالا

تو لحظه هاي خدايي شدنتون منو هم از يادتون نره. خدا همه ی مریضا رو شفا بده.

التـــــمــ اس   دعــ ـا

تهران که همه جاي شهر سيه پوش و عزادار بودند... علم ها تزيين شده تو خيابونا و بساط چاي و خرما

اومدم شمال هم ديدم شور و نواي حسيني هم مثل قديماست حتي بيشتر.

هيئت هاي زنجيرزن و سينه زنان امام حسين و ما هم پياده و هم قدم در اين مسير از کاروان عشق...

حس عجيب و زيبايي سراسر وجودمو فرا ميگيره! خودتونم مطمئنا تجربشو دارين!

* راستی! "با محاسبه ی سال قمری من متولد دهــم محــــرم هستم"



يه حرکتي برام عجيبه!!!

و اون اينه که بعضيا يه هيئت ديگه از عزادان امام حسين و به چشم رقيب و رو کم کني ميبينن!

ايناها اصل کاري رو فراموش کردند! اصلا هدفمون از اين دور هم جمع شدن چيه؟!

 اينه که باهم بحرفيم !! يا اينکه بيام اين درس بزرگ رو درک کنيم ! ... و خيلي چيزاي ديگه...

* راستي دوستان، دوست دارم نظرتونو در مورد اين ماه و اين جريانات بدونم. خوشحال ميشم بگين.

*اينم يه طراحي از محرم که به سليقه خودم نقش زدم...

در مورد این طرحم نظر یادتون نره. مشتاق انتقادات و پیشنهاداتونم


فعلا يا عـــلي

----------->> قابل توجه دوستان!

عزاداریه همتون قبول باشه.

* بالاخره روز عاشورا فرا رسید...

و دیدیم هوا نه تنها گاهی اوقات نم نم بارون بود بلکه گاهی شدت بارون هم داشت.

عکس های درخواستی شیراز ...


این آپم دیدن دارهاااااا.......... دیدم دوستان عزیزم...

مشتاق عکسای شیراز و مخصوصا "تخت جمشید" هستند.

یه سری عکس رو انتخاب و ادیت کردم و برای دوستان خوبم گذاشتم...

امیدوارم خوشتون بیاد و مخصوصا برای بعضیا یادآور خاطراتشون باشه...


اول از همه میخوام نگین شهر شیــــراز، شاهچراغ را به نمایش بذارم!

احمدبن موسی بن جعفر(ع)، از فرزندان امام موسی کاظم(ع) معروف به "سیدالسادات" و "شاه چراغ" است.




اینجا هم آرامگاه ســـعدی شیرازیه...





و در اینجا هم یه نمای بیرون از ارگ کریم خان زند هستش

و از کبوترای اطراف ارگ خوشم اومدو ... براتون عکسشو گذاشتم!






تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است.

«پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.

این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایِِِــــران می نامند که در شاهنامه فردوسی

آمده است.

پارسه، پرسه پلیس، هزارستون و یا چهل منار هم می نامند ...






در واقع تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته

پایتخت باشکوه و تشریفاتی پادشاهی ایـــران در زمان امپراتوری هخامنشــیان بوده‌است.



اینجا هم دروازه ملل هستش با حصارهای اطرافش  که مثل خونه های پَست میمونه!












بـــــاغ ارم از باغ های گیاهشناسی ایران می باشد.

این باغ از تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛

به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل‌ها و گیاهان درآمده‌است.

باغ ارم شیراز به عنوان میراث جهانی در فهرست سازمان میراث جهانی یونسکو ثبت گردیده است...








و اینجا هم میدون قائم یا بقول عامه فلکه اطلسیه

این فلکه رو من دوست دارم!



نظرتون رو درباره عکسا و انتقادات و پیشنهادتون یادتون نره!!

ایشالا سری بعد از جاهای دیدنی دیگه این شهر رو براتون...

فعلا یا علی!

نقــــــــــــــــاشی من!



تقریبا سال 84 - 85 بود که زیر درخت پرتقال! رو تخت نشسته بودم و این نقاشی رو کشیدم...

بعد از هفت هشت سال این نقاشی رو اتفاقی لابه لای کتابای قدیمم پیدا کردم...

هی..! یادش بخیر ...

همه خاطرات برام زنده شد... تک تک طرح هاشو هم هنوزم یادمه!

اون آیه! اسب تک شاخ! صخره و آبشار و غروب آفتاب و پرنده ها...

پرنده قو! همه و همه ... برام دوباره تداعی شده تو ذهنم!


خدایاااااااا شکرت


----------->> دوستای عزیز وبلاگی

سری دوم مسابقه ی "هم عکس" شروع شده! میتونید با مراجعه به لینک همعکس

در نظرسنجی عکسا شرکت کنید! در صورتی که مایل بودید رای بدید...



سفر شیراز ...


خوشا شیــــراز و وصف بی مثالش

خداوندا نگهـــدار از زوالش


رفتن به شیراز و تفریح و گردش تو این شهر تاریخی همیشه منو به وجد میاره...

بالاخره بعد از مدتها دوباره رفتیم به شهر راز (شیراز)...


خیلی تغییر کرده بود... هتل پیش دروازه قران به بهره برداری رسید...

خیابونه جلوی حافظیه رو سنگ فرش کردن و راه ها رو بستن برای تردد ماشین و ...

میدون یا بقول شیرازیا فلکه ی روبروی شاهچراغ رو خراب کردند و داشتن ساختمون سازی می کردند...

و خیلی جاهای دیگه ...

تا رسیدیم شیراز بعد از رفع خستگی راه و بعد همه جریانات همگی رفتیم دروازه قرآن برا شام و ...

آبشار کنار دروازه قرآنو دوس دارم...



فرداش اول صبحی رفتیم مزار سعدی، خیلی خلوت و خنک و دلنشین بود.

کلی عکس گرفتیم و دور زدیم و بعدش تو مسیرش رفتیم آبشار همون حوالی و بعدش باغ دلگشا!



دیگه داشت ظهر میشد که رفتیم حافظیه.. وای چقدر دلنشین بود..

صدای موسیقی آروم و سنتی و آرامگاه حافظ و بهبوهه ی جمعیت و همه و همه...



ناگفته نماند هر جا میرفتیم کلی خارجی بودند. از اون هندیا گرفته که تیپشون ضایع بود تا سفید پوستای خارجی!

بالاخره کارت دانشجویی هم به دردم خورد! نیم بها میشد بلیط! هه!


یه روز غروبی رفتیم شاهچراغ ...


یه حس آروم و عجیبی بهم دست میده وقتی گنبدشو می بینم! غیر قابل وصف...

تو حرمش و حیاتش طبق معمول شلوغ بود اما اون روز خیلی شلوغ بود چون یه شهید گمنام هم آورده بودند...

بعد از خوندن نماز ... نشستم روبروی ارامگاهش که همه مثل پروانه دورش می گشتند و اشک می ریختند...

برا تک تک دوستان و آشناها و همه دعا کردم...



و امــــــــا روز جمعه که مصادف با روز جهانی گردشگری بود، رفتیم تخت جمشید، واقع در مرودشت...

بنظر من تخت جمشید یه آیدی و هویت برای هر ایرانی هستش!



(راستی اون روز بلیط تخت جمشید رایگان بود چون روز گردشگری محسوب میشد!)

در کل بگم خیلی خوش گذشت. شما هم حتما برین... ضرر نمیکنید! این همه راه می ارزه!


دوست دارم نظرای قشنگتونو در مورد این آپم بدونم! خوشحال میشم...


دو تا عکس هم از گلستان و بوستان سعدی گرفتم و براتون گذاشتم تو ادامه مطلب


ادامه نوشته

سه داستان زیبا...


سلام به همه ی دوستان خوبم

این وبلاگ نو پا هستش و قراره بشه سرزمین افکار و دلم!

اولین مطلب دالان بهشتم رو میخوام در مورد سه تا نکته جالب بگم! امیدوارم خوشتون بیاد...



روزی تمام روستایی ها تصمیم گرفتند تا برای بارش باران دعا کنند، هر روزی

که برای دعا همگی دور هم جمع شدند تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت...

این یعنی ایمان


کودک یک ساله ای را تصور کنید، زمانی که شما او را به هوا پرتاپ می کنید

او می خندد، چرا که او می داند شما او را خواهید گرفت.

این یعنی اعتماد


هر شب ما به رختخواب می رویم، ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده

بر می خیزیم. با این حال ساعت را برای فردا کوک می کنیم.

این یعنی امید